سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

3

تاريخ ايران ( فارسى )

نواحى طرف غرب رشت را موسوم به ديلم كه حاليه طالش مىنامند به تصرف درآورده و بر نفوذ خود بتدريج افزوده تا اينكه حكومت مقتدرى تشكيل داد كه محسود خليفه واقع گرديد و لذا فضل برمكى كه امور ايالت ايران واگذار به او بود مأمور شد با سپاه زيادى به يحيى حمله‌ور شود ، ليكن موافقت و سازشى حاصل شده و نوشته‌اى تنظيم و بامضا رسيد كه بنابرآن يحيى مىبايد به بغداد رفته مورد عنايت شايان قرار گيرد . اگرچه در ورودش به آنجا همه نوع از او احترامات به عمل آمده و خليفه اين علوى را بعطاياى فاخر نوازش نمود ، ولى بعد از چندى بهانه‌اى در عهدنامه بدست آورده عهدش را نقض و بيچاره يحيى را بحبس انداخته زندانى كرد . سقوط برمكيان سقوط و بربادى برامكه كه در كفايت و لياقت و نيز در سخا وجود ممتاز بودند يكى از واقعاتى است كه در تاريخها و افسانه‌ها شهرتى بسزا يافته ولى بايد در نظر داشت كه نفوذ و اقتدار آنها به جائى رسيده بود كه منجر بانديشه و ترس و بيم خليفه گرديده و اين اقدام هارون را بايد گفت خردمندانه بوده - است . شرح قضيه بطور اجمال اينست كه يحيى فرزند خالد همهء اعمال دولتى را به دو فرزندش فضل و جعفر واگذار كرده و خود در رأس آنها كليهء قلمرو خلافت را اداره ميكرد . جعفر مورد توجه و علاقهء تام خليفه واقع شده و از مقربين خلافت و مصاحبين خاص قرار گرفته بود و از طرف ديگر خليفه خواهرى داشت عباسه نام كه ويرا فوق العاده دوست ميداشت و ميل داشت كه هروقت جعفر با او در خلوت خاص بسر ميبرد عباسه هم حضور داشته باشد ، اما اين كار با رسوم و عادات مسلمانى وفق نمىداد و لذا بانوى نامبرده را به عقد ازدواج ولى صورى « 1 » جعفر درآورد مشروط بر اينكه از مضاجعت و همخوابى با وى احتراز جويد و متأسفانه از شرط مزبور چنان كه غير از اين انتظارى هم نبود تخلف شده و عباسه كه شيفتهء شوهرش بود در يك موقع مناسبى به لباس يك كنيز با جعفر هم بستر شده و از وى آبستن شد . هارون كه از قضيه آگاه گرديد آن را حمل بر نقض عهد نمود و

--> ( 1 ) - من يك نمونهء عجيبى در كرمان از ازدواج صورى ديدم كه شرحش بدينقرار است : يك بانوى هفتاد ساله كه اموراتش را شخصا اداره ميكرد ناظر خرجى داشت كه بواسطهء محرم نبودن مجبور بود هميشهء جلو او خود را بپوشاند و از اينجهت در زحمت بود و لذا براى اينكه محرم ناظرش بشود براى طفل شيرخوارهء او صيغه شد و از اينراه عروس وى گرديد . ( مؤلف ) .